همه آنانی که دوستدار موسیقی مقامی ایران هستند حتماً با نام و کارهای محمد طغانیان دهکردی آشنا هستند. طغانیان در دهکرد (شهرکرد کنونی) زاده شد و عمری در اشاعه موسیقی محلی سرزمین بختیاری صرف نمود و مقامهای بسیاری را به ثبت رساند.

|
شير سنگي نمادی از دلاوری مردان بختیاری. |
یکی از قدیمی ترین قبرستانهای بختیاری در ایذه، شیرهای سنگی را
در قدیم بر روی قبر دلاوران و پهلوانان قرار می دادند.

جعفرقلیخان سردار بهادر (چپ) و یپرم خان ارمنی (راست)

با تشکر از گلنار بختیار Golnar Bakhtiar

عکس ها از : Wilfred Thesiger
Two Bakhtiari men performing a dance that uses sticks in order to imitate a fighting style. Iran, 1964

عکس سیاه و سفید نمایی از کوچ بختیاری ها از رگ منار. عکس از : Wilfred Thesiger
Sheep being driven downhill during the Bakhtiari's autumn migration from the Zagros mountains down into the plains. Iran, 1964
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
|

|
یکی از قدیمی ترین قبرستانهای بختیاری در ایذه، شیرهای سنگی را
در قدیم بر روی قبر دلاوران و پهلوانان قرار می دادند.
درکنارموسیقی به عنوان یک سرگرمی و عاملی روحیه بخش ، نشاط آور و شادی آفرین مطرح است که به زندگی سخت و دشوارایلیاتیِ سخت کوش، رنگ و جلایی خاص می بخشد ، لکن رقص از جنبه های دیگری نیز قابل بررسی است . رقص به عنوان یک هنر در کنار موسیقی و شعر بیان کننده حالات روحی و وسیله ای برای بیان احساسات و عواطف فردِایلیاتی بوده و نیزابزاری جهت ایجاد ارتباطِ نمادین می باشد . رقص درهمراهی با قصه گویی ونقالی نوعی نمایش گونه ی پرشور برای جذاب کردن کار قصه گوست و از این جهت قابل مقایسه با پانتومیم یا نمایش صامت در تئاتر می باشد که در آن فارغ از صحنه آراییهای مرسوم ، تنها با حرکات صورت ، دستها و بدن ، معنایی خاص را به بیننده القا می کنند .
چگونگي زيست مردم هر منطقه بوده و با تعمق در اين حركات پر شور ميتوان به ارزشهاي هر قوم پي برد بايد اذعان داشت كه در كشور ما تاكنون اين مقوله بكرودست نخورده باقي مانده و ميتواند مورد توجه پژوهشگران و اهل فن قرار گيرد.از انواع رقصهاي محلي ميتوان به رقصهاي كردي، بختياري، بوير احمدي، آذري، لري، بلوچي، جنوب خراسان، شمال خراسان يا بجنوردي و قشقايي اشاره كرد.امروز روز جهانی زبان مادری است. یونسکو در سال ۱۹۹۹، ۲۱ فوریه را به عنوان روز جهانی زبان مادری نام نهاد. از آن سال به بعد این روز در کشورهای مختلف جهان گرامی داشته شد. به گزارش یونسکو :
آسمون به ای گپی گوشس نوشته: "هر کی یارس خوشگله جاس مین بهشته".
.âsemun be i gapi guŠas neveŠte har ki yâres xoŠgele jâs min beheŠte
در گوشه ای از این آسمان بزرگ نوشته شده است: " هر کس یار زیبایی دارد، جایش در بهشت است ".
ای خدا بارون بزن میشم بزاهه برسه نرذ بکنم یارم بیاهه.
ey xodâ bârun bezan miŠom bezâhe barase narz bokonom yârom biâhe
ای خدا باران بزن میشم بزاید تا بره اش را برای آمدن یار نذر کنم.
مثل تمام باورهایی که در گوشه و کنار ایران و جهان است، در بختیاری نیز باورهای بیشماری وجود دارد. این باورها گاه با زندگی مردم عجین شده اند و تمامی کارها و برخوردهای روزمره شان بر اساس همین باورها صورت می گیرد. با کمی دقت متوجه می شویم که برخی از این باورها ریشه در اعتقادات مذهبی مردم دارند و بعضی هایشان اصلاً ربطی به پیر و پیغمبر و خدا ندارند. این باورها گاه به حقیقت بسیار نزدیکند و گاه خرافاتی بیش نیستند.
1- ایرم هونه هالوم سی دل دالوم. ir-om hune hâlum si del-e dâlum یعنی : می روم خانهْ دایی به خاطر(دیدن) مادر بزرگ. معادل شعر "خیالی بخارایی" : "...مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است".
2- ای نخوردیمه نون گندم دیدیمه دس مردم. ay naxordime nune gandom didime das mardom یعنی : اگر نان گندم نخورده ایم اما دست مردم دیده ایم. معادل اصطلاح عامیانهْ معروف که می گوید : "چندان ندید بدید هم نیستم".
غار سراب در ۲۱ كيلومتري شمال غربی شهرستان فارسان و ۶ كيلومتري شهر باباحيدر در مجاورت روستاي امید آباد قرار دارد. از جاده آسفالته تا خود غار حدود ۱۵ دقيقه راه است که در حال حاضر جز پیاده روی امکان رفتن با هیچ وسیله دیگری وجود ندارد. برای وارد شدن به غار باید از باریکراهی به موازات دره ای که آبی در بستر آن جاری است به طرف سرچشمه بالا آمد. سرچشمه ای که از آن این آب سرد خارج می شود در حقیقت دهانه دیگر غار سراب است. (نام غار بر گرفته از همین سرچشمه است. سراب به معنی واژه سراب معمول نیست، بلکه به معنی "سرآب" یا "بالای آب" است که در گویش محلی به صورت "سراو sar-aw " گفته می شود). پس از رسیدن به سرچشمه، باریکه راهی در طرف چپ سرچشمه دیده می شود که ما را به دهانه دیگر غار هدایت می کند. دهانه غار در میان صخره های زمخت و بوته های گون وحشی قرار دارد. برای ورود به غار حد اقل چیزی که لازم است روشنایی است. بدون چراغ رفتن به درون غار اصلاً ممکن نیست. ورودی اين غار زیبا و شگفت انگيز، نسبتاً کوچک است، پس از یکی دو قدم که خمیده می رویم، غار به یک دالان تالارمانندی منتهی می شود در اینجا ارتفاع کف غار تا سقف گاه تا ۱۵ متر می رسد. کف غار به دلیل کنده کاری و حفاری های متعدد حالت طبیعی خود را از دست داده است، این دالان زیباترین قسمت غار است که به قندیلهای زیبایی آراسته شده است. پس از دالان، غار به دو راهرو اصلی تقسیم می گردد که هر کدام از این راهروها خود به شاخه ها و حفره های دیگری منتهی می گردند. فعلاً بيش از ۶۰۰ متر از این دو دهانه قابل دسترسي نيست. از يكي ازدهانه هاي غار، آب سرد، خروشانی بيرون مي آيد که در بستر غار به صورت چشمه آب سردی جاری است که وارد همان دره ای می شود که قبلاً از آن یاد کردیم.